[-]
اگر نمی دانید چگونه مطلب قرار دهید روی این متن کلیک کنید
امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
[-]
کلمات کلیدی
بررسی و نقد دیدگاه‌های جوئل ریچاردسون در زمینه مهدویت
1
بررسی و نقد دیدگاه‌های جوئل ریچاردسون در زمینه مهدویت
چکیده
نگاه ادیان و مکاتب مختلف در مورد «آخرالزمان» و «منجی»، شباهت‌ها و تفاوت‌هایی دارد. صاحب نظران هریک از مذاهب نیز با استناد به منابع پذیرفته شده در مکتب خویش، به تبیین دیدگاه دینی در این زمینه می‌پردازند و گاه در موارد اختلافی، گریزی تخطئه‌وار به نگاه مذاهب دیگر در زمینه نجات در آخرالزمان می‌زنند. در سال های اخیر، جریانی فکری درمیان گروهی از پیروان مسیحیت پروتستان شکل گرفته که درصدد اثبات تعارض شدید نگاه اسلام و مسیحیت در مورد حوادث آخرالزمان و ظهور منجی است. از جمله سردمداران این دیدگاه «جوئل ریچاردسون» است که با طرح نظریه «ضدمسیح اسلامی» شکل علمی و مستدلی به این تعارض داده و نظریه وی به طور گسترده‌ای مورد استقبال برخی دین‌مداران مسیحیت قرار گرفته است.
این نوشتار، در گام اول به بررسی سابقه فکری ریچاردسون و زمینه‌های طرح و تقویت نظریه وی پرداخته و استنادات او به منابع دینی مسیحیت و اسلام و نیز ادعاهای او را بررسی و ارزیابی کرده است. طرح اشکالات روشی و محتوایی سخنان ریچاردسون، ذکر وجوه مثبت و منفی تحقیقات او و نیز راستی آزمایی و نقد درون‌دینی و برون‌دینی آرای وی، به‌ویژه نظریه ضدمسیح اسلامی، از دیگر مباحث طرح شده در این مقاله است. روش تحقیقی این نوشتار، کتابخانه‌ای ـ نرم‌افزاری بوده و با نگاه توصیفی ـ تحلیلی نگاشته شده است.
واژه‌های کلیدی: مهدویت، جوئل ریچاردسون، ضدمسیح اسلامی، مستشرقین.
مقدمه
اندیشه نجات و موعود باوری، در همه ادیان تاریخی و زنده بزرگ دنیا مطرح بوده است. آیین زردشتی، آیین هندو، آیین بودا، آیین کنفوسیوس، آیین دائو، یهودیت، مسیحیت و اسلام به عنوان پرمخاطب ترین ادیان کنونی جهان، همگی به نوعی این اندیشه را در خود مطرح کرده‌اند (محمدی، 1390: 281-279). البته باید توجه داشت اندیشه نجات و منجی موعود در هریک از این ادیان، در چارچوب مذهبی و فکری همان دین معنا می یابد و نباید انتظار داشت همه ادیان، به منجی و کارکردهای او شکل یکسانی بدهند. به عنوان مثال: در دین مسیحیت، منجی موعود، حضرت عیسی مسیح (ع) است که نجات او عرصه های فردی، جمعی، معنوی و اجتماعی را در برگرفته و آموزه‌های این دین، به بازگشت او در آخرالزمان امیدواری می‌دهد.
وی تجلی خداوند در زمین محسوب می شود که با ایمان به او، انسان‌ها نجات می‌یابند. وی برای برپایی پادشاهی خدا و داوری به جهان باز می گردد و دامنه عملکرد او کیهانی است. اگرچه در میان فرقه‌های مسیحی در شیوه و ترتیب زمانی وقایع ظهور دوباره مسیح تفاوت‌هایی وجود دارد؛ تقریباً همه مسیحیان بدین امر باور دارند (موحدیان عطار، 1389: 257-258 و توفیقی، 1384: 214-216). در اندیشه غالب مسلمانان، مهدی (عج) به عنوان منجی اسلامی معرفی گردیده که در آخرالزمان پدیدار شده و جهان را از عدل و خداخواهی پر خواهد کرد.
اگرچه میان مذاهب اسلامی در مواردی همچون نَسَب، نوعی و شخصی بودن مهدی (عج) اختلافاتی دیده‌می شود؛ در اصالت، محوریت و کارکرد نهایی او، اختلافی اساسی در میان مسلمانان وجود ندارد (موحدیان عطار، 1389: 260-265). با تأمل در نگاه دو دین اسلام و مسیحیت، تشابهات و نزدیکی‌های فکری در زمینه نجات در آخرالزمان نزد این دو دین مشهود است؛ تا آن جا که برخی مستشرقان، حتی به گرته‌برداری اسلام از منجی‌گرایی ادیانی همچون یهودیت و مسیحیت و بازتعریف آن با عنوان «مهدویت» قائل گشته‌اند (موسوی، 1389: 112 و 127).
نکته‌ای که در دو دهه اخیر، در میان برخی صاحب‌نظران و نویسندگان جوامع غرب مسیحی مطرح و در چند سال گذشته بدان بال و پر داده شده و تبلیغ رسانه‌ای وسیعی در مورد آن صورت گرفته؛ اندیشه‌ای است که اکنون با عنوان «ضدمسیح اسلامی» شناخته می‌شود. این نظریه –که توضیح آن در ادامه خواهد آمد، در پی اثبات تعارض کامل دیدگاه اسلام و مسیحیت در مورد آخرالزمان است؛ به گونه‌ای که منجی یک دین، ضدمنجی آیین دیگر است و عملاً مسیحای هریک از این ادیان مقابل دیگری خواهد ایستاد و جنگ نهایی خیر و شر، حاصل این تقابل خواهد بود.
البته زمزمه‌های این‌گونه نظریات را می‌توان حتی به بیش از سه دهه پیش برگرداند ؛ ولی به صورت علمی و با استناد به کتاب مقدس مسیحیان، اولین بار این نظریه، پیش از سال 2000 طرح شد (Goodman, 2003:20-30) و در سال 2008 در کتاب «ضدمسیح اسلامی»، اثر جوئل ریچاردسون. شیوه ویژه و تطبیقی کار ریچاردسون از طرفی و تبلیغات رسانه‌ای شدید در مورد این نظریه، نام وی را بر زبان‌ها انداخت و در زمان کوتاهی دیدگاه و کتاب او در میان بسیاری از مسیحیان ترویج یافت.
شاید اولین سؤال در مورد ریچاردسون و دیدگاه او، جایگاه علمی و مقبولیت وی در میان محافل دانشگاهی و مذهبی باشد. متأسفانه در این زمینه؛ چنان که در ادامه خواهد آمد؛ اطلاعات کمی در دست است؛ ولی در این زمینه دو نکته قابل تأمل و دقت است:
1٫ در بررسی آرا و اندیشه‌های مطرح شده در جوامع مختلف علمی و مذهبی، علاوه بر توجه به گوینده و صاحبِ نظریه، باید به خود دیدگاه و بُرد تبلیغی آن نگاه دوخت. چه بسیار نظریات مثبت یا منفی که توسط اشخاص ناشناس یا کم تر شناخته شده مطرح گردیده؛ امّا باب جدیدی در آن علم گشوده یا شکافی عظیم گسترده است. لذا بر اساس: «لا تَنْظُر إلى مَنْ قالَ وَ انْظُرْ إلى ما قالَ » (تمیمى آمدى، 1410: 744)؛ باید پیش از سؤال در مورد صاحب دیدگاه، نگاهی هم به اصل نظریه افکند و این مسئله به‌ویژه در مورد شبهه‌های دینی و پاسخگویی به آن ضرورت دارد.
2٫ در مورد بسیاری نویسندگان و صاحب‌نظران، غالباً این رویکرد مطرح است که در دوران حیات، آن‌ها، به آرای ایشان توجه چندانی نشده و پس از مرگ یا در اواخر عمر، دیدگاه‌های ایشان مورد توجه قرار گرفته است. به تعبیر دیگر: بسیاری از صاحبان نظریات جدید، به «حجاب معاصرت» گرفتار گشته‌اند. لذا نباید به صرف عدم جایگاه و معروفیت، نظریات جدید را از دایره تضارب آرا خارج کرد.
معرفی اجمالی شخصیت و آثار ریچاردسون
نام دقیق «جوئل ریچاردسون» مشخص نیست؛ چنان که خود وی در نامه ای سرگشاده که در سپتامبر 2006 به آقای احمدی نژاد، رئیس جمهور سابق ایران نوشته‌ ؛ اذعان کرده که این نام مستعار بوده و به دلیل ترس از عکس العمل مسلمانان به وی و خانواده اش، مجبور شده اصل و نسب خود را مخفی نگاه دارد! این شخص که از نظر عقیدتی خود را صهیونیسم مسیحی معرفی می کند ؛ اطلاعات نسبتاً خوبی از مفاهیم و مذاهب اسلامی، آیات قرآن و احادیث، به‌ویژه در موضوع آخرالزمان و موارد مرتبط با آن دارد و این مطلب با نگاهی مختصر به کتاب‌ها و مقالات وی قابل مشاهده است.
از زندگینامه، تحصیلات و دیگر موارد مرتبط با ریچاردسون اطلاع دقیقی در دسترس نیست.
با این که بسیاری از اشخاص علمی و حتی رسانه ای، اطلاعات زندگی و کارنامه علمی خود را در معرض دیگران قرار می دهند؛ او چنین نکرده‌است. تنها راه هایی که شناخت و فعالیت‌های گذشته و حال او را ممکن می سازد، کتاب‌هایی است که از او به رشته تحریر درآمده و در تیراژ بالا و با تبلیغاتی وسیع در غرب چاپ شده و دیگر سایتی است که تحت نظر او فعالیت و گاهگاهی مطلبی از وی منتشر می‌کند.
البته حضور نسبتاً زیاد وی در میزگردهای رسانه ای به عنوان پژوهشگر و کارشناس مباحث آخرالزمانی مسیحیت و اسلام، عامل و زمنیه دیگری است که رویکرد فکری وی را نمایان می سازد. با توجه به عوامل مذکور در این مدت کوتاه، آثار بسیاری از ریچارد سون منتشر شده است. مجموع آثار وی را در دسته-های زیر می توان طبقه بندی کرد:
کتاب ها: ریچاردسون 6 کتاب، به صورت مشترک یا مستقل، تألیف کرده است. این کتاب‌ها عبارتند‌از:
1ـ1٫ ضدمسیح: منجی مورد انتظار اسلام (Antichrist: Islam’s Awaited Messiah, 2006) ؛
1ـ2٫ چرا ما اسلام را رها کردیم: مسلمانان سابق بی پرده سخن می گویند
(Why We Left Islam: Former Muslims Speak Out, 2008)؛
1ـ3٫ جنگ خدایی با ترور: اسلام، پیشگویی و انجیل
(God’s War on Terror: Islam, Prophecy and the Bible, 2008)؛
1ـ4٫ ضدمسیح اسلامی: حقایقی تکان دهنده درباره ماهیت واقعیت هیولا (جانور)
(The Islamic Antichrist: The Shocking Truth about the Real Nature of the Beast, 2009) ؛
1ـ5٫ هیولای (جانور) خاورمیانه: نگاهی مبتنی بر کتاب مقدس بر ضدمسیح اسلامی
(Mideast Beast: The Scriptural Case for an Islamic Antichrist,2012)؛
1ـ6٫ وقتی یک یهودی بر جهان حکم می راند: آنچه کتاب مقدس در مورد نقش اسرائیل در تقدیر الاهی گفته است
(When A Jew Rules the World:What the Bible Really,Says about Israel in the Plan of God Antichrist, 2015).
نکته قابل توجه در مورد کتاب‌های ریچاردسون، شمارگان بسیار بالای برخی از آن‌هاست؛ مثلاً کتاب ضد مسیح اسلامی، در سال 2011 جزء پرفروش ترین کتاب‌های از دید مجله نیویورک تایمز معرفی شد (http://www.nytimes.com/best-sellers-book.../list.html) و بارها این اثر در لیست کتاب‌های پرفروش سایت‌های فروش کتاب، همچون سایت آمازون قرار گرفته‌است.
2٫ مقالات و نوشته‌های دیگر: در 6 سال اخیر، ریچاردسون مقالات بسیاری در مجلات (عمدتاً‌مجازی) و نیز سایت‌های اینترنتی نوشته است. از جمله مقالات وی که تعداد آن‌ها از 50 مورد فراتر است، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
2ـ1٫ آیا اسلام آینده مورد انتظار ما خواهد بود؟ پژوهشی در مورد مباحث آخرت شناسی در اسلام و کتاب مقدس؛
2ـ2٫ اعتقاد به مهدی: عقیده ای گسترده در جهان اسلام ؛
2ـ3٫ موشک های ایرانی با نوشته یا مهدی ؛
2ـ4٫ دلیل اهمیت نظریه ضدمسیح اسلامی چیست؟ ؛
2ـ5٫ بمب گذاران بوستون، منتظران مهدی ؛
2ـ6٫ آیا پیشگویی های کتاب مقدس اکنون در عراق و ایران در حال وقوع است؟
با تأمل در عناوین مقالات و نوشته های ریچاردسون می‌توان دریافت اهم نوشته‌های وی در مورد پیشگویی‌های کتاب مقدس و تفسیر و تطبیق آن‌ها بر وقایع جاری است. البته او تنها دغدغه مذهبی نداشته و در سیاست، به‌ویژه در جهت مقابله با اسلام و کشورهای اسلامی نیز فراوان قلم فرسایی کرده است.
3٫ سایت و دیگر فعالیت‌های وی: سایتی که تحت اشراف ریچاردسون فعال است، به نشانی joelstrumpet.com)) قابل دسترسی است. در این سایت نوشته‌ها و فعالیت‌های مهم ریچاردسون پوشش داده می‌شود. ریچاردسون فعالیت‌های رسانه‌ای و تبلیغی دیگری نیز دارد که از جمله مهم‌ترین آن‌ها مدیریت پروژه “i2 MINISTRIES” است که هدف آن فراهم کردن تمام مایحتاج مسیحیان برای جذب مسلمانان به مسیحیت معرفی شده‌است (http://www.i2ministries.org).
آرا و دیدگاه‌های ریچاردسون
نظریات ریچاردسون را می توان از میان کتاب‌ها، مقالات، سخنرانی‌ها، مصاحبه ها و مطالب مندرج در سایت وی دریافت. گرچه موضوع این مقاله بررسی و نقد دیدگاه‌های ریچاردسون در حوزه مسائل مهدوی است؛ از آن‌جا که بحث‌هایی به عنوان مقدمه از جانب وی طرح گردیده و این بحث‌ها شالوده نظریه وی محسوب می‌شوند؛ نمی توان از آن مبانی صرف نظر کرد. لذا سعی می شود نکات کلیدی هر بحث گزینش شده و مطرح گردد و در بخش بعد تنها به نقد و بررسی نظریات ریچاردسون در مورد آخرالزمان و مهدویت پرداخته ‌شود.
بنابر مطالب ذکر شده، تقسیم بندی زیر برای بررسی نظریات ریچاردسون صورت پذیرفته است:
الف) نظریات وی در مورد اسلام
ریچاردسون سعی زیادی دارد اسلام را دینی شیطانی و غیر الاهی نشان دهد تا به هدف نهایی خود که تطبیق اسلام و تعالیم آن با خصوصیات ضدمسیح کتاب مقدس است، نایل گردد! او اسلام را بزرگ‌ترین و تنها چالشی می داند که کلیسا پیش از رجعت مسیح با آن مواجه شده که تا زمان رجعت مسیح این مسئله برطرف نخواهد شد و هدف او از تلاش‌های فراوانش، آشنایی مسیحیان و اخطار به کلیسا در این مورد است (Richardson, 2008:12).
ریچاردسون با ذکر برخی قوانین و احکام اسلامی، آن‌ها را با تعالیم خداوند مغایر می‌شمارد که با عقل و حقوق بشر تعارض دارد؛ به عنوان مثال: وی اصلی ترین اشکال خود را بر حکم «جهاد» در اسلام وارد کرده (Richardson, 2008: 138) و جهاد را
اصلی‌ترین عامل پیشرفت اسلام در آغاز کار می داند و همچون بسیاری مستشرقین دیگر مدعی می شود اسلام تنها با زور توانسته است مناطق مختلف را فتح کند.
(Richardson, http://www.answering-slam.org/Authors/JR...inejad.htm). وی به طور متعدد در نوشته های خود، وجود قانون، «کتمان» (تقیه) در اسلام را متذکر می شود و مدعی است با وجود این قانون دیگر نمی توان به بی طرفی و راست گویی مسلمانان اعتماد کرد. وی اصلی ترین مورد استفاده این حکم اسلامی را هنگام مواجهه با دشمن می داند و مدعی می شود پیامبر گرامی اسلام (ص) استفاده از این راهکار را به مسلمانان در چنین جایگاهی اجازه‌داده است (Richardson, 2008: 151-157).
نکته دیگری که در مورد اسلام مورد توجه ریچاردسون قرار گرفته، دشمنی اسلام با یهود از صدر اسلام تاکنون بوده است. این مسئله برای وی دارای چنان اهمیتی بوده است که یک فصل کامل از کتاب خود را به آن اختصاص داده و در مقالات متعدد دیگر خود بدان اشاره کرده است (Richardson, 2008:113).
ب) نظریات وی در مورد نگاه آخرالزمانی اسلام
در مورد نگاه آخرالزمانی اسلام، ریچاردسون به سراغ نگاه اسلام به مهدی (به عنوان منجی اسلامی)؛ عیسی (به عنوان فردی که منجی اسلامی را یاری می رساند) و نیز دجال یا ضدمسیح (کسی که مقابل منجی اسلامی قرار می‌گیرد) رفته است. وی برای معرفی حضرت مهدی (عج) از نظر اسلام و مسلمانان، به سراغ احادیث رفته و ویژگی‌های زیر را در مورد مهدی از روایات برداشت می نماید (Richardson, 2008:34-56):
ـ مهدی، رهبری دینی است که نهضتی دینی در جهان به وجود می آورد؛ نهضتی که باعث می شود مردم اعتقاد پیشین خود را کنار گذاشته و همه، «الله» (خدای اسلام) را بپرستند.
ـ تصویر مهدی در احادیث اسلامی فردی نظامی، ستم پیشه و خونریز است که در طول جنگ‌هایی وسیع، رهبری کل جهان را به دست می آورد و خلافت اسلامی را برقرار می‌سازد.
ـ در طول جنگ‌های تحت رهبری مهدی، کافران -که همه غیر مسلمانان را شامل می-شوند- به پذیرش اسلام مجبور می شوند و در صورت سرباز زدن از این امر همگی کشته می-شوند.
ـ یکی از کارهای مهم مهدی، حمله به اسرائیل و قلع و قمع همه یهودیان است.
ـ طول زمان حکومت مهدی (عج) سال خواهد بود و در طول حکومت او پیمان صلحی میان اعراب و رومیان صورت می گیرد.
ـ مهدی قوانین حاکم را تغییر داده و تاریخ و زمان را تاریخ و زمان اسلامی خواهد کرد.
ریچاردسون در کتاب خود ادعا می‌کند عیسای معرفی شده توسط مسلمانان غیر از عیسی مسیحِ مورد انتظار مسیحیان است. برای اثبات این مطلب او به سراغ ویژگی‌های عیسی (ع)؛ به‌ویژه تصوری که مسلمانان از آمدن مجدد وی دارند، رفته و مواردی از آن‌ها را بر‌می‌شمرد. جمع بندی وی در مورد عیسای مورد انتظار مسلمانان چنین است
(Richardson, 2008:57-62).
ـ مسلمانان از عیسی مسیح، برای تطمیع مسیحیان و اثبات حقانیت اسلام استفاده می‌کنند.
ـ عیسی به عنوان فرمانبردار مهدی و بر مناره ای سفید در دمشق ظهور می‌کند. او پیشوای سپاهی است که ده ها هزار یهودی پیرو دجال را قتل عام می‌کند.
ـ عیسای مسلمانان رهبری مذهبی است که با از بین بردن مسیحیت رایج، اسلام را به عنوان تنها دین بر روی زمین برقرار می سازد.
ـ «جزیه» در دوران مهدی برداشته می شود؛ چراکه با رجعت عیسی، جزیه دیگر پذیرفته نیست و تنها انتخابی که مسیحیان دارند، این است که اسلام آورند، یا بمیرند.
دجال یا ضدمسیح، شخصیت دیگری است که ریچاردسون به بررسی آن در روایات اسلامی پرداخته است. ـ او دجال را عنصری کلیدی در نگاه آخرالزمانی اسلامی می شمارد که به او در کتاب‌ها و روایات اسلامی توجه بسیار شده است. وی ویژگی‌های چندی از دجال می‌شمارد که عبارتند از:
ـ دجال ادعای خدایی می‌کند؛ قدرت معجزه کردن دارد و موقتاً قدرت را در تمام دنیا به ‌دست می گیرد.
ـ او از یک چشم نابینا و کلمه کافر در بین چشمان وی و یا بر روی پیشانیش نوشته شده‌است.
ـ وسیله انتقال او یک قاطر بزرگ است و به همه شهرها و روستاها -به جز سه شهر مکه، مدینه و دمشق- وارد می شود تا هر انسان زنده را آزمایش و فریب دهد.
ـ او یهودی است و زنان و یهودیان از او پیروی می کنند و در آخر، توسط عیسی بن مریم کشته خواهد شد.
ـ مسلمانان نام دجال را نیز (همچون عیسی بن مریم) مسیح می دانند
(Richardson 2008:73-78).
ج) نظریات وی در مورد نگاه مسیحیت و کتاب مقدس به آخرالزمان
ریچاردسون برای تکمیل نظریه خود در مورد ضدمسیح اسلامی، به سراغ عقاید مسیحیان و کتاب مقدس ایشان می‌رود و به بررسی عناصر، آخرالزمانی مورد اشاره در کتاب مقدس می-پردازد. از نظر وی شناخت کامل این عناصر برای مقایسه با دیدگاه آخرالزمانی اسلام کاملاً ضروری است. اکثر موضوعاتی که ریچاردسون به عنوان باور تمامی مسیحیان در مورد آخرالزمان مطرح می‌سازد، برداشت‌های وی از کتاب مقدس است و در موارد زیر خلاصه می‌شود:
(Richardson, 2008:45,80,119,157,171,199 http://www.harunyahya.com/ en/ Harun-Yahyas-Interviews-and-Conversations/164671/mr-adnan-oktars-conversation-with):
ـ خداوند، سرزمین اسرائیل را به یهودیان، چه مؤمن و چه غیر مؤمن، اختصاص داده و در آخرالزمان یهودیان با ظهور مسیحا در اورشلیم در آن مکان برای پرستش خدا مستقر می شوند.
ـ در هنگام بازگشت مسیح، یهودیان باقی مانده در جهان او را خواهند پذیرفت و مسیحی می شوند.
ـ موجودی خبیث که بنابر کتاب مقدس پیش از رجعت مسیح با نظام فاسد خود بر جهان حاکم می شود با عناوین مختلفی همچون ضدمسیح، وحش (جانور یا هیولا)، مرد گناه و تباهی، یا یأجوج در کتاب مقدس توصیف شده‌است.
حکومتی که دجال بنا می کند، گرچه در ظاهر کل جهان را شامل می شود؛ به احتمال زیاد منظور از تمامی کشورها و مردم در توصیف حکومت او، «وسعت فراوان» است؛ ولی قدر مسلم آن است که مناطق اطراف اسرائیل را در بر می گیرد.
ـ مناطقی که به عنوان لشکریان دجال در کتاب‌های مقدس آمده است، همه کشورهای اسلامی هستند. بنابراین، کلیسا باید این افکار پوچ را که اسلام پیش از آمدن مسیح از بین خواهد رفت، کنار بگذارد و خود را برای مقابله با اسلام آماده کند.
ـ با توجه به اشارات کتاب مقدس، ضدمسیح مردم را به پرستش خود تحریک کرده و وا می دارد.
ـ به گفته  کتاب مقدس، دجال شخصی را هم تحت عنوان «پیامبر دروغین» به عنوان حامی خود به همراه دارد که یکی از نقش های اصلی این پیامبر دروغین، آوردن نشانه ها و معجزات اغوا کننده‌است.
ـ بنابر کتاب مقدس کشتار عظیمی در آخرالزمان صورت می گیرد که سه مشخصه این کشتار عبارتند‌از:
«سراسری و عمومی بودن»؛ «وجود سیستمی اعتقادی در پس این کشتار»؛ به طوری که خود را منصوب خداوند می شمارد و «انگیزه کسانی که به کشتار مردم می پردازند»؛ به این نحو که انگیزه آنان را تقرب به خدا رقم می‌زند. روش اولیه و پایه ای این کشتار، زدن سر افراد است.
جمع بندی موارد پیش گفته، نظریه خاص و معروف ریچاردسون را نتیجه داده‌است. مهم‌ترین ارکان نظریه ریچاردسون را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
1٫ نگاه آخرالزمانی اسلامی در تقابل با نگاه آخرالزمانی مسیحیت است؛ چراکه شیطان، خواست و اراده خود را در قالب نگاه آخرالزمانی اسلام به مسلمانان باورانده است.
2٫ ویژگی‌ها، علائم و رفتارهای منجی مسلمانان که با نام «مهدی» شناخته می شود، با نشانه-ها و رفتار ضدمسیح کتاب مقدس مطابق است.
3٫ عیسایی که مسلمانان معتقدند به یاری مهدی می شتابد، عیسی مسیح موعود کتاب مقدس نیست، بلکه با پیامبر دروغینی که ضدمسیح را یاری می کند، مشابهت دارد.
4٫ دجال که عنصری مذموم در دیدگاه آخرالزمانی اسلامی است، با منجی مسیحیان (عیسی مسیح) ویژ‌‌گی‌های مشابه فراوانی دارد.
5٫ بنابر آنچه از کتاب مقدس برداشت می شود، پیش از رجعت مسیح، خلافت اسلامی، بخش وسیعی از خاورمیانه و اطراف آن را در بر‌می گیرد که اسرائیل را تصرف کرده و بسیاری از مسیحیان و یهودیان را می کشد؛ ولی این حکومت بیش از 7 سال دوام ندارد و با آمدن عیسی مسیح شکست خورده و برچیده می شود (Richardson, 2008:47-48).
بررسی افکار و نظریات
از آن‌جا که اشکالات ریچاردسون بر اسلام، پایه بسیاری اشکالات وی در حوزه مهدویت است، بررسی و نقد این نظریات ضروری به نظر می رسد؛ ولی از آن‌جا که اولاً، غالب این اشکالات توسط دیگر مستشرقان مطرح شده و علمای بزرگ اسلام به آن‌ها پاسخ داده‌اند و از سوی دیگر این مقاله درصدد نقد دیدگاه‌های ریچاردسون در زمینه آخرالزمان و مهدویت است؛ از نقد آن‌ها خودداری می‌شود.
همچنین، ریچاردسون از جمله مسیحیان پروتستانی محسوب می شود که شدیداً به تقارب زمانی آخرالزمان و ظهور علائم آن ـ با توجه به تفسیری که از آیات کتاب مقدس در این زمینه دارد- معتقد است؛ در حالی که در مقابل این دیدگاه، تعداد کثیری از علمای مسیحیت قرار گرفته و به نقد شدید این تفکر برخاسته‌اند که بررسی این موضوع نیز خارج از هدف این مقاله است. لذا در ادامه تنها به دیدگاه‌های آخرالزمانی ریچاردسون پرداخته و به طور ویژه نظریه «ضدمسیح اسلامی» وی مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد.
1٫ نقد نظرات وی در مورد نگاه مسیحیت و کتاب مقدس به آخرالزمان
در مورد نظریات ریچاردسون در حوزه عقاید مسیحیت و تفسیر کتاب مقدس بحثی مفصل و مبنایی مورد نیاز است و بی‌تردید بدون شناخت پشتوانه عقیدتی و مذهبی او نمی توان برخی تعابیر وی را تحلیل کرد. این مطلب از آن‌جا اهمیت بیش‌تری می یابد که تفاسیر وی از کتاب مقدس، گفته هایی منحصر به فرد بوده و در بسیاری موارد، حتی هم کیشان وی برداشت‌هایی متفاوت داشته اند. در این زمینه مطالب زیر قابل تأمل و توجه است:
1ـ1٫ دیدگاه ریچاردسون در مورد آخرالزمان، تنها یکی از دیدگاه‌های علمای مسیحیت در مورد آخرالزمان و حوادث آن است. در حقیقت باید چنین گفت: از میان دیدگاه های متعددی که مسیحیان در مورد آخرالزمان دارند، او دیدگاهی را برگزیده که با سناریوی آخرالزمانی وی همگام باشد. مشکل اول و مهم ریچاردسون در استفاده بیش از حد از بخش عهد قدیم کتاب مقدس و ارجاع فراوان به آن است. اگرچه عهد قدیم همچون عهد جدید جزئی از کتاب مقدس و نزد مسیحیان، به ویژه شاخه پروتستان از اهمیت والایی برخوردار است؛ چنانچه در بخش‌های مختلف اناجیل و رساله های عهد جدید آمده ، این کتاب مقدم بر عهد قدیم است و نمی توان هرچه در عهد قدیم آمده به آخرالزمان نسبت داد.
 این مشکل، به‌ویژه وقتی نِمود بیش‌تری پیدا می کند که ریچاردسون در صدد برآمده برخی عبارات این دو قسمت را به صرف تشابه لغتی به یکدیگر ارتباط دهد. این‌گونه برداشت از کتاب مقدس اشکالی است که دانشمندان الاهیات مسیحی، همچون دکتر استیفان سایزر صریحاً به ریچاردسون وارد کرده‌اند (Sizer, http://stephensizer.blogspot.com/2009/03...adows.html).
1ـ2٫ کتاب مقدس، به‌ویژه کتاب مکاشفات یوحنا، در مورد دجال و آخرالزمان مطالبی عنوان کرده؛ ولی نشانه ها و ویژگی‌های گفته شده در این موارد استعاره ای و کنایی بوده و فهم آن‌ها پژوهشی عمیق و همه‌جانبه می طلبد. تلاش ریچاردسون برای معنادهی به این مفاهیم، کنایه‌ای بدون استنادات متقن و مورد انتقاد بسیاری از مفسرین و عالمان مسیحی قرار گرفته است (Reagan, http://www.lamblion.com/articles/articles_islam4.php).
اشکال دیگر ریچاردسون تلاش وی در تطبیق معانی ذکر شده در عبارات کتاب مقدس با اماکن، اشخاص و حوادث گذشته و حال است و این روش تحلیل –که به صرف تشابهات ساده و حدس و گمان صورت می‌گیرد- نظریه وی را در حد ایده ای غیر پژوهشی و کم ارزش پایین آورده است. جالب توجه این که بیش‌ترین نقدها از جانب دیگر هم کیشان وی؛ یعنی اندیشمندان صاحب نام پروتستان و در همین مورد به ریچاردسون وارد شده است
(Osborne, http://eschatologytoday.blogspot.com.es/...eived.html). ارتباط دهی بخش‌های مختلف کتاب مقدس، به صرف تشابه عبارات (Smith, http://www.lamblion.com/articles/articles_islam4.php)؛ دستکاری برخی عبارات کتاب مقدس که معنایی واضح و روشن دارند (Reagan, Ibid) و نیز عدم توجه به قسمت‌هایی از کتاب مقدس که با نظریه وی تعارض دارد (انجیل متا، 24:36)؛ از دیگر اشکال‌هایی است که به دیدگاه ریچاردسون در مورد پیشگویی‌های کتاب مقدس درباره آخرالزمان می‌توان وارد دانست.
2٫ نقد دیدگاه‌های وی در مورد نگاه اسلام به آخرالزمان
در مورد دیدگاه اسلام در مورد جایگاه و کارکرد حضرت عیسی بن مریم (ع) در آخرالزمان و نیز شخصیت دجال، نکات زیر قابل تذکر است:
2ـ1 با تمام اعتقادی که به تمام ادیان الاهی داریم؛ از جمله آن که همگی در زمان خود بر حق بوده اند؛ مطابق نظر مسلمانان، با ظهور و بعثت پیامبر اکرم (ص) باید بقیه ادیان در دو بخش اعتقاد و عمل کنار گذاشته شده و دین اسلام به عنوان آخرین و کامل‌ترین دین پذیرفته شود (بقره: 5 و 284). همین دینِ آخرین است که با ظهور منجی اسلامی در پهنه گیتی گسترده می‌شود و مورد تبلیغ قرار می‌گیرد.
بر این اساس، همزمان با رجعت حضرت عیسی مسیح (ع) این پیامبر الاهی به دین اسلام که مکمل دین مسیحیت است، می گرود و به مبلغ این دین ـ که جانشین پیامبر آخرین و پیشوای مسلمین است ـ می پیوندد. نشانه این پیوند نیز در روایات متعددی که از طریق شیعه و سنی وارد شده، اقتدای ایشان به نماز امام مهدی (عج) است (کلینی، 1407، ج8 : 42؛ نعمانی، 1397: 75؛ بخاری، 1421،ح 3449 و مسلم، بی تا، باب نزول عیسی بن مریم، ح 244).
2ـ2٫ نظر علمای اسلامی، اعم از شیعه و سنی، در مورد ماهیت دجال، ویژگی‌ها و هدف وی بسیار متفاوت است و شاید منشأ این تفاوت دیدگاه، احادیث متفاوت و بعضاً متناقض باشد؛ علاوه بر آن‌که بسیاری احادیث از نظر سندی، یا متنی مخدوش و مشکوک هستند (طبسی، 1388: 249-256). به هر حال، اصل وجود دجال از نظر بیش‌تر علمای اسلامی پذیرفته شده؛ ولی در مورد خصوصیات او، از جمله شخص بودن یا جریان بودن وی (صدر، 1384: 141و142)؛ و این که آیا این خصوصیات واقعی یا کنایی است؛ میان علمای اسلامی اختلاف دیدگاه وجود دارد. همچنین تعبیر «المسیح الدجال» و یا «المسیح الکاذب» برای دجال که ریچاردسون مدعی برداشت همنامی او با عیسی مسیح است؛ برداشت شده از خود روایات است (مسلم، بی‌تا، ج4: ح 2938) و به ادعای او ربطی ندارد.
2ـ3٫ در این‌که آیا امام مهدی (عج) قاتل دجال خواهد بود، یا حضرت عیسی (ع) وی را می کشد؛ در روایات اختلافاتی دیده می شود. اگرچه بیش‌تر روایات اهل سنت، حضرت مسیح (ع) را قاتل دجال معرفی می کنند (مسلم، بی‌تا، ح 2927؛ ترمذی، بی‌تا، ح 2246 و ابی داود، بی‌تا، ح 4324)؛ در روایات شیعی این امر به امام مهدی (عج) نسبت داده شده‌است (ابن بابویه، 1395، ج1: 335).
البته در برخی روایات شیعی نیز خود حضرت عیسی (ع) به عنوان شخص مباشر در قتل دجال نام برده شده‌است. به نظر می‌رسد، ضمن چشم پوشی از بحث‌های سندی، جمع این روایات را بتوان این گونه عنوان کرد که عیسی (ع) به دستور امام مهدی (عج) این امر را صورت خواهد داد و بنابراین، نسبت قتل به هر دو ایشان صحیح است.
3٫ نقد نظریه ضدمسیح اسلامی
نتیجه گیری نهایی ریچاردسون در تطبیق منجی اسلامی با ضدمسیح کتاب مقدس، حاصل مقدماتی است که برخی از آن‌ها، از جمله اشکال‌هایی که به تاریخ و احکام اسلامی وارد شده‌است؛ به دلیل مطرح شدن توسط دیگر مستشرقان در طول تاریخ و پاسخ‌دهی علمای اسلامی به این اشکال‌ها، در این نقد مورد بحث قرار نمی‌گیرد؛ ولی موارد دیگری نیز از نظر تطبیقی باقی مانده که فارغ از صحت یا عدم صحت اطلاعات و برداشت‌های ریچاردسون از مسیحیت و کتاب مقدس، قابل بحث و بررسی است. در این زمینه موارد زیر قابل ذکر است:
3ـ1٫ حرکت موعود اسلامی جهانی بوده و به خاورمیانه محدود نیست. دیدگاه‌های ریچاردسون بر محور اورشلیم (بیت المقدس) طرح ریزی شده و از نظر او محدوده فعالیت ضدمسیح کتاب مقدس و مهدی اسلامی، تنها خاورمیانه و اطراف کشور فلسطین (اسرائیل) شمرده شده‌است؛ حال آن‌که چنین ادعایی از نظر مسلمانان پذیرفته نیست و آیات قرآن (انبیاء: 105 و نور: 55) و احادیث اسلامی (حاکم، 141، ح 8434 و 8438؛ احمد حنبل، 1421: ح 11223 و 11313؛ طوسی، 1411: 178 و ابن بابویه، 1395، ج1: 284)؛ صراحتاً بر حکومت امام مهدی (عج) بر سراسر زمین دلالت می‌کنند.
 البته یکی از کانون‌های اصلی درگیری، خاورمیانه و شامات است؛ ولی سرزمین‌های دیگری همچون عربستان، خراسان و ایران نیز در روایات به عنوان مکان‌های درگیری نام برده شده که از هسته اصلی مورد ادعای ریچاردسون (بیت المقدس) فاصله دارند.
3-2٫ منجی اسلامی عدل محور و توحید محور است و به هیچ عنوان کسی را به پرستش خود دعوت نمی کند؛ چراکه در صورت چنین دعوتی مسلمانان، مطابق دستورات اسلامی از او بیزاری جسته و جدا می شوند. این مطلب چنان واضح و آشکار است که حتی دکتر ریگان نویسنده و مفسر معروف مسیحی بدان معترف است. او می‌نویسد:
من متأسفم ولی باور این امر] که رهبری اسلامی ادعای خدایی‌کند و مسلمانان آن‌را بپذیرند[ برای من بسیار سخت و دشوار است. برای من پذیرش این امر نزد مسلمانان مثل این است که بگوییم شب، روز است یا روز شب است… برای این که فردی بخواهد انسانی را خدا بداند، باید مسلمان بودن خود را کنار بگذارد .(Reagan, http://www.lamblion.com/articles/articles_islam6.php)
3ـ3٫ آنچه در زمینه کشتار و به‌‌خصوص شیوه کشتن موعود اسلامی گفته شده، صحت نداشته و بی اساس است (منتظری، 1387: 210-230). به عکس، مطابق روایات اسلامی بسیاری از مردم به واسطه رفتار نیکو و حجت‌هایی که امام مهدی (عج) اقامه می کند، به ایشان ایمان آورده و پیرو امام می شوند. تنها عده کمی که به واسطه عناد مقابل امام می ایستند و به پذیرش دین حق حاضر نمی‌شوند، به مجازات می رسند.
3ـ4٫ یکی از مهم‌ترین مقدمات نظریه ریچاردسون، در مورد شیوه رفتاری امام مهدی (عج) در مواجهه با اهل کتاب، به‌ویژه یهودیان است. وی مدعی است مهدی (عج)، همه غیر مسلمانان را به پذیرش اسلام مجبور کرده و در صورت عدم پذیرش اسلام، ایشان را گردن می‌زند. این شیوه، به‌ویژه در مورد یهودیان که لشکریان دجال نیز هستند، شدیدتر خواهد بود. در این زمینه نکات زیر قابل تأمل است:
الف) در مورد اجبار اهل کتاب به پذیرش اسلام، اگرچه از برخی روایات برداشت می شود که حکومت امام، شرق و غرب عالم را فرا می گیرد و همه غیر مسلمانان می بایست مسلمان شوند، و‌گرنه از میان خواهند رفت ؛ در مقابل این روایات، ظاهر برخی آیات قرآن و نیز روایات بر حضور اهل کتاب در دوران حکومت امام مهدی (عج) اشاره دارند. وجه جمع همه آیات و روایات آن است:
اولاً بیش‌تر اهل کتاب با روشن شدن حقیقت و مشاهده نشانه های آشکار توسط حرکت اصلاحی امام عصر (عج) و کنار رفتن حجاب‌های پیش روی فطرت آدمیان، به اسلام ایمان می آورند؛
ثانیاً: اهل کتابی که باقی می مانند، عقاید مشرکانه خویش را کنار نهاده و موحد می شوند؛
ثالثاً: این عده در ابتدای دوران ظهور حضور دارند و به‌تدریج با آشکارشدن حقیقت و اتمام حجت با ایشان تنها گروهی باقی خواهد ماند که لجوج و عنود بوده و با وجود روشنی راه، در مقابل آن می ایستند. این عده که بسیار کم هستند، به قتل محکوم خواهند بود. این نظریه، دیدگاه بسیاری علما، از جمله مرحوم علامه مجلسی (مجلسى، 1404: ج 26، 160)؛ شهید سید محمد صدر (صدر، 1384: 612) و نیز آیت الله مکارم شیرازی (مکارم شیرازی، 1386: 288) است.
4٫ در مورد برخورد خشونت بار و کینه آمیز مهدی (عج) و مسلمانان پیرو او با یهودیان نیز باید گفت منشأ این اتهام ظاهر یک روایت (بخاری، 1421: ح 2926 و مسلم، بی تا، باب الفتن و اشراط الساعه، ح 2922) است که علاوه بر تشکیک‌هایی که در منبع و سند آن شده، نمی-توان آن را مستقیماً به دوران پس از ظهور مرتبط دانست ؛ لکن در صورت وقوع این امر در زمان قیام امام مهدی (عج)؛ چنان‌که در شیوه رفتاری ایشان با اهل کتاب ذکر گردید؛ رفتار امام بر مدارا و اتمام حجت مبتنی است و حکم به قتل یهودیان، به صورت عام، به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست.
5٫ روایتی که در مورد پیمان 7 ساله امام مهدی (عج) با یهودیان مورد استناد قرار گرفته ، به دلایل چندی خلاف برداشت نویسنده است:
5ـ1٫ حدیث مورد استناد ریچاردسون، در میان روایات اسلامی و نزد علمای مسلمان دارای جایگاه مهمی نیست. این حدیث منبع مستقل شیعی نداشته و اولین ناقل حدیث در میان اهل سنت، طبرانی (طبرانی، همان) است که کتاب‌های او در میان جوامع حدیثی عامه جایگاه چندانی ندارد. بقیه کتاب‌ها هم با تفاوت مختصری همان متن طبرانی را نقل کرده‌اند.
5ـ2٫ در دلالت حدیث نیز نکاتی دیده می‌شود که جای تأمل و دقت دارد؛ اول این که منظور از «رومیان» در متن حدیث: «َسیَکُوُن بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ الّرُوم أَرْبَعُ هُدَنٍ… »، چیست؟ آیا کشورهای غربی که غالباً مسیحی هستند، مصادیق کنونی آن‌ها هستند؛ چنانکه نویسنده کتاب ادعا می کند؛ و یا به منطقه روم قدیم (قسطنطنیه و شامات) نیز اطلاق می شود؟ نکته دوم این که مطابق آیات و احادیث که به برخی از آن‌ها در مباحث قبل اشاره گردید، با ظهور حضرت مهدی (عج) حکومت ایشان در کل جهان استقرار خواهد یافت و حتی اگر اهل کتاب با شرایط ذمه در آن دوران باقی بمانند، باز صاحب حکومتی نخواهند بود.
بنابراین، حتی در صورت پذیرش متن روایت، می بایست این پیمان را قبل از استقرار امام مهدی (عج) بر کل جهان دانست. علاوه بر آن که طبق حدیث، میان مسلمین با رومیان پیمانی صورت می گیرد، نه میان یهودیان و اسرائیل؛ حال آن که در عبارت ریچاردسون تنها پیمان ضدمسیح با اسرائیل ذکر شده‌است. واسطه بودن شخص یهودی، حتی در صورت اثبات، صورت مسئله را تغییر نمی دهد.
6٫ از دیگر مواردی که ریچاردسون در نظریه خود چشم بر آن بسته؛ بحث همراهی حضرت عیسی بن مریم (ع) با امام مهدی (عج) در حرکت اصلاحی نهایی است. این نکته که در منابع متعدد شیعی و سنی ذکر و توسط علمای اسلامی مکرراً عنوان شده است (بخاری، 1421، ح 3449؛ مسلم، بی تا، باب نزول عیسی بن مریم، ح 244؛ نعمانی، 1397: 75 و کلینی، 1407، ج8 : 42)؛ بستری همگرایانه جهت همراهی مسلمانان و مسیحیان در دوران پس از ظهور فراهم می‌آورد و تاثیر به‌سزایی در پذیرش عمومی و تشکیل حکومت عدالت‌منشانه خواهد داشت.
7٫ علاوه بر موارد مذکور، در نگاه شیعی به نکاتی بر می‌خوریم که با مفروضات ریچاردسون در مورد نگاه آخرالزمانی اسلام تنافی بیش‌تری دارد. به عنوان مثال: دجال عنصری محوری در نگاه آخرالزمانی شیعی نیست و برخلاف آنچه ادعا شده، تصرف بیت-المقدس مشخصه اصلی امام مهدی (عج) نزد شیعیان نیست و حرکت امام مهدی (عج) بر محور اورشلیم نمی‌گردد، بلکه این حرکت از مکه آغاز شده و به تدریج عالم‌گیر می‌شود. همچنین امام مهدی (عج) اورشلیم و بیت المقدس را به عنوان مقر حکومت خویش بر‌نمی‌گزیند؛ بلکه مطابق روایات شیعی شهر‌کوفه چنین جایگاهی دارد (طوسى، 1411: 475).
بنابر آنچه گفته‌شد، نظریه ریچاردسون بر پیش‌فرض‌هایی مبتنی‌است که در بسیاری از آن‌ها تردید وجود دارد و اصل نظریه وی را به چالش دچار می‌کند. به عنوان مثال: جهانی بودن حکومت امام مهدی (عج) (و نه منحصر بودن به خاورمیانه) و یا برقراری نظام توحیدی توسط ایشان (و نه دعوت به پرستش خویش) با اصل تطبیق مهدی مسلمانان با ضدمسیح کتاب مقدس که بنا به ادعای ریچاردسون حکومتی منطقه‌ای داشته و به پرستش خود دعوت می‌کند؛ منافات اساسی دارد.
 تطبیقات دیگر ریچاردسون، همچون معادل قرار دادن پیامبر دروغین کتاب مقدس با عیسای موردنظر مسلمانان و به‌ویژه تطبیق دجال مسلمانان با عیسای موردنظر مسیحیان؛ علاوه بر نداشتن مستند قابل اعتماد، نقاط تناقض بسیاری دارد که خود ریچاردسون هم نتوانسته است آن‌ها را برطرف کند (Richardson, 2008: 156-163).
نتیجه‌گیری
جوئل ریچاردسون، از جمله نویسندگان و مبلغان اوانجلیستی است که با دیدگاه جدیدی که مطرح و تقویت، کرده در تطبیق نگاه آخرالزمانی اسلام با پیشگویی‌های کتاب مقدس مسیحیان تلاش ورزیده است؛ به طوری که اشخاص و نمادهای مثبت منجی‌گرایی اسلامی همان افراد و نمادهای منفی کتاب مقدس مسیحیان تلقی می‌شوند و بالعکس. تفاوت و تمایز ریچاردسون از دیگر هم‌سلکانش تلاش برای مستند کردن مقدمات دیدگاهش از منابع دینی اسلامی و مسیحی است.
اشکالاتی که به دیدگاه‌های ریچاردسون وارد شده، در دو دسته کلی قابل ملاحظه است: یکی تفسیرهای خاص و گاه منحصر به فرد از بخش‌های کتاب مقدس و پیش‌فرض‌های درون دینی است که مبنای نظریات وی بوده و عمدتاً توسط دیگر کارشناسان و عالمان مسیحی مورد نقد و تشکیک قرار گرفته‌است. اشکال دیگر به او، به مستندات و شواهد وی از اعتقادات و منابع اسلامی برمی‌گردد؛ چراکه او به صورت یکسویه سعی کرده برای ادعای خود از منابع اسلامی نمونه‌تراشی کند و علاوه بر نادرستی بسیاری مفروضات، از جوانب و نکاتی که در تعارض با نظریه وی بوده، چشم‌پوشی کرده است.
 از آن‌جا که نظریات مطرح شده توسط ریچاردسون و هم‌سلکان وی در جهت اسلام‌ستیزی در میان جوامع مسیحی مورد تبلیغ و بهره‌برداری وسیع قرار می‌گیرد و الگوی منجی‌گرایی اسلامی خطری برای کل جهان تلقی می‌شود؛ توجه و پاسخگویی به این دیدگاه‌ها و آگاه‌سازی عمومی در این زمینه وظیفه‌ای مهم برای دغدغه‌مندان و عالمان اسلامی است.
منابع
قرآن کریم.
1٫ آیتی، نصرت‌الله (بهار و تابستان 1383). اهل کتاب در دولت مهدی، مجله انتظار موعود، شماره 11 و 12٫
2٫ امینی، ابراهیم (1377). دادگستر جهان، قم،انتشارات شفق.
3٫ بخاری، محمد‌بن‌إسماعیل (1421ق). الجامع المسند الصحیح المختصر من أمور رسول الله (ص) وسننه وأیامه، تحقیق: محمد زهیر بن ناصر الناصر، بی جا، دار طوق النجاه.
4٫ ترمذی‌السلمی (بی‌تا). الجامع الصحیح سنن الترمذی، تحقیق: أحمد‌محمد‌شاکر وآخرون، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.
5٫ تمیمى‌آمدى، عبد الواحد‌بن‌محمد (1410ق). غرر الحکم و درر الکلم ، قم، دار الکتاب الإسلامی.
6٫ توفیقی، حسین (1384). آشنایی با ادیان بزرگ، تهران، سمت.
7٫ جمعی از نویسندگان مجله حوزه (1378). چشم به راه مهدی (عج)، قم، انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم.
8٫ حاکم النیسابوری، محمد بن عبد الله أبو عبد الله (1411ق). المستدرک على الصحیحین، تحقیق : مصطفى عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیه.
9٫ زمانی، محمد حسن (1392). مستشرقان و قرآن، قم، بوستان کتاب.
10٫ سجستانی الأزدی، سلیمان بن الأشعث أبو داود، (بی‌تا) سنن أبی داود، تحقیق: محمد محیی الدین عبد الحمید، بی‌جا، دار الفکر.
11٫ شاهینی، تیمور (2014م). کتاب‌مقدس درباره سرزمین اسرائیل چه می‌گوید؟»، مجله کلمه شماره 23؛ http://www.kalameh.com/Pages/ArticleDeta...icleID=448, Viewed in 2014/03.
12٫ شیبانی، أحمد‌بن‌محمد‌بن‌حنبل، (1421ق). مسند الإمام أحمد بن حنبل، تحقیق: شعیب الأرنؤوط عادل مرشد وآخرون، بی‌جا، مؤسسه الرساله.
13٫ صدر، سید محمد (1384). تاریخ پس از ظهور، مترجم حسن سجادی پور، تهران، انتشارات موعود عصر (عج).
14٫ صدر، صدرالدین (1386). المهدیf، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.
15٫ صدوق، محمد‌بن‌على (1395 ق). کمال الدین و تمام النعمه، تهران، انتشارات اسلامیه.
16٫ طبرانی، (1404ق). المعجم الکبیر، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، موصل، مکتبه العلوم والحکم.
17٫ طبسی، نجم الدین (1382). چشم‌اندازی به حکومت مهدی (عج)، قم، انتشارات بوستان کتاب.
18٫ ـــــــــــــ، (1388). تا ظهور، قم، انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج).
19٫ طوسى، محمد‌بن‌الحسن (1411ق). الغیبه، قم، انتشارات دار المعارف الإسلامیه.
20٫ عبدالمحمدی، حسین (1392). مستشرقان و پیامبر اعظم (ص)، قم، انتشارات بین المللی المصطفیa.
21٫ عیاشى، محمد‌بن‌مسعود (1380). تفسیر العیّاشی ، تصحیح: هاشم رسولى محلاتى، تهران، المطبعه العلمیه.
22٫ القزوینی، ابن ماجه أبو‌عبد‌الله‌محمد‌بن‌یزید، (بی تا). سنن ابن ماجه، بی جا، مکتبه أبی المعاطی.
23٫ قشیری النیسابوری، مسلم بن حجاج (بی‌تا ). صحیح مسلم، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.
[عکس: 1473231235150832.jpg]

التماس دعا.یاحق

پیام‌های این موضوع
بررسی و نقد دیدگاه‌های جوئل ریچاردسون در زمینه مهدویت - توسط گمنام - 06-04-2017، 06:23 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
جستجو
جستجوی گوگل